هم خانواده کلمه شنوا
واژه “شنوا” دارای چندین کلمه همخانواده است که از جمله آنها میتوان به “شنوایی”، “شنونده” و “شنو” اشاره کرد. این واژه در زبان فارسی و همچنین در شعرهای مختلف بسیار به کار رفته است. اصطلاح “گوش شنوا” نیز به عنوان یک کنایه در زبان فارسی کاربرد زیادی دارد.
برای پیدا کردن کلمات همخانواده یک واژه، ابتدا باید ریشه آن را پیدا کنید. پیدا کردن ریشه کلمات کار پیچیدهای نیست. در مورد کلمات عربی، معمولاً سه حرف اصلی یک کلمه را به عنوان ریشه در نظر میگیرند. برای کلمات فارسی نیز معمولاً بن ماضی یا بن مضارع را ریشه کلمه میدانند.
مترادفهای کلمه “شنوا” شامل “شنونده”، “داعیه”، “سامع”، “گوشدهنده” و “مستمع” میشود. همانطور که احتمالاً حدس زدهاید، متضادهای واژه “شنوا” نیز “ناشنوا” یا “کر” است. کلمات مترادف در واقع واژههایی هستند که معنای مشابهی با کلمه اصلی دارند و شما میتوانید از آنها به عنوان جایگزین در نوشتههای خود استفاده کنید.
در پایان به معنی واژه “شنوا” در فرهنگهای لغت فارسی میپردازیم. این کلمه در فرهنگ دهخدا به معنای “سامع” و “دارای حس شنوایی” تعریف شده است. در فرهنگ عمید نیز معنی “شنونده” و “گوشدهنده” برای آن ثبت شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه گوش
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید