هم خانواده شاهد
کلمههای همخانواده «شاهد» شامل شهود، شهید و مشاهده میشوند. این کلمه از زبان عربی گرفته شده و در آن زبان، به واژههایی که از یک ریشه باشند و حروف اصلی آنها به ترتیب یکسان تکرار شود، همخانواده گفته میشود.
واژههای همخانواده معمولاً از نظر معنا و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنای «شاهد» آشنا شوید، مترادفهای آن را نیز فهرست میکنیم.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.
مترادفهای کلمه شاهد عبارتاند از: غلام، معشوق، تماشاچی، ناظر، گواه، حی، مغبچه، محبوب، حاضر، شهید، ناظر، نموده، مثال، نمونه و نمودار.
حتماً بسیاری از این واژهها را میشناسید. یادگیری این مترادفها دایره لغات شما را گستردهتر میکند و به شما کمک میکند جملههای بهتر و خلاقانهتری بسازید.
اکنون که با همخانوادهها و مترادفهای شاهد آشنا شدید، خوب است به سراغ لغتنامههای معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتابها آمده به ما کمک میکند تا معنای کامل یک واژه را به خوبی درک کنیم.
در لغتنامهٔ دهخدا برای شاهد معناهایی مانند خوبروی، گواهیدهنده، شهود، مثال و گواه ذکر شده است.
فرهنگ معین نیز این معانی را برای شاهد آورده: گواهیدهنده، مثال، خوبروی و شهود.
در فرهنگ عمید هم شاهد اینگونه تعریف شده: کسی که در دادگاه شهادت میدهد، فرد خوشقیافه، معشوق، محبوب، خورشید، شاهد راستگو، آنچه وجود چیز دیگری را ثابت کند، کسی که رویدادی را مستقیماً دیده و گواهی میدهد، گواه حاضر، فرد مورد اعتماد و شاهد درستکاری که بتوان به سخنش اطمینان کرد.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه به
همخانواده کلمه عاشورا
همخانواده کلمه سرخ
همخانواده کلمه پیوند

دیدگاهتان را بنویسید