هم خانواده کلمه سبز
کلمه “سبز” هم برای نامیدن یک رنگ به کار میرود و هم برای توصیف چیزی که سرزنده و با طراوت است. واژههایی مانند “سبزی” و “سبزینه” از خانواده این کلمه هستند. این واژهها ریشه مشترکی دارند و معمولاً کلمات همخانواده، معنای نزدیک به هم دارند.
یکی از آسانترین روشها برای پیدا کردن کلمات همخانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه است. این ریشه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در دیگر واژههای همخانواده تکرار میشود.
واژههای مترادف “سبز” شامل این موارد میشود: خرم، شاداب، اخضر، تازه، تر، شاد، شمشیر، خضرا، خنجر، بنگ، سبزه، گندمگون، اسمر، معشوق و سبزهچهره.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.
احتمالاً بسیاری از این کلمات را میشناسید. یادگیری این مترادفها دایره لغات شما را گستردهتر میکند، به شما کمک میکند سریعتر جملههای خوب بسازید و متنهای خلاقانهتری بنویسید. حالا که با همخانوادهها و مترادفهای سبز آشنا شدید، خوب است بدانید متضادهای آن عبارتند از: احمر، پژمرده و خشکیده.
در پایان برای اینکه معنای کلمه سبز را بهتر بفهمیم، به تعریفهای فرهنگهای معروف فارسی نگاهی میاندازیم. در لغتنامه دهخدا برای سبز این معنا نوشته شده: رنگی که از ترکیب زرد و آبی به دست میآید و همچنین به صورت خضراء، اخضر و خضر آمده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز سبز به رنگ حاصل از آمیختن آبی و زرد، و همچنین به معنای شاداب، تر و تازه معنا شده است.

دیدگاهتان را بنویسید