هم خانواده کلمه سبب
واژههای همخانواده «سبب» شامل «مسبب» و «اسباب» میشوند که همگی ریشه یکسانی دارند. «سبب» در زبان فارسی به معنای علت و نیز پیوند خویشاوندی است.
واژههای مترادف «سبب» عبارتاند از: انگیزه، جهت، دلیل، علت، منبع، موجب، باعث، مسبب، واسطه، وسیله، داعیه، طرز، طریق، منوال، خویشاوندی، قرابت، نسبت، علاقه، آلت، افزار، ابزار، طناب و ریسمان.
این کلمات هممعنی با «سبب» هستند و میتوانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید. آشنایی با مترادفها نه تنها به درک بهتر معنای واژه کمک میکند، بلکه دایره لغات شما را گستردهتر کرده و مهارت نوشتاری شما را تقویت مینماید.
مقاله هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه حاوی اطلاعات جامعی است.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
همچنین خوب است بدانید که معادلهای فارسی واژه «سبب»، «دستاویز» و «انگیزه» است. متضادهای این کلمه نیز «بیگانگی» و «نسب» میباشند. در ادامه، معانی ذکرشده برای این واژه در لغتنامههای معتبر فارسی آورده شده است.
در لغتنامه دهخدا، «سبب» به معنای جهت، باعث و علت آمده است.
در فرهنگ معین، این واژه به معانی علت، نسبت خویشاوندی، وسیله، طریق و ریسمان تعریف شده است.
در فرهنگ عمید نیز «سبب» به معنای دستآویز، وسیله، طریق، پیوند و علاقه خویشاوندی معنا شده است.
برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما سری سر بزنید.
برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز مراجعه کنید.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه دلیل

دیدگاهتان را بنویسید