هم خانواده زبان
کلمههای «زبانی»، «همزبان» و «زبانرد» همخانوادهٔ واژهٔ «زبان» هستند. این کلمات از یک ریشه مشترک میآیند و معمولاً معنیهای نزدیک به هم دارند.
«زبان» یک واژهٔ فارسی است که دو معنی اصلی دارد: یکی همان عضو بدن در دهان ماست، و دیگری به معنای سخن، گفتار یا وسیلهٔ ارتباط است.
یک راه ساده برای پیدا کردن کلمات همخانواده، توجه به ریشهٔ کلمه است. ریشهٔ اصلی یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در کلمات همخانواده تکرار میشود.
مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
واژههای مترادف «زبان» نیز عبارتاند از: «کلام»، «لسان»، «لهجه» و «اصطلاح». شما میتوانید در جملهنویسی از این کلمات بهجای یکدیگر استفاده کنید. یادگیری همخانواده و مترادف کلمات، دایرهٔ واژگان شما را گسترش میدهد و این کار، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی است.
حالا که با همخانواده و مترادف «زبان» آشنا شدید، خوب است به سراغ لغتنامههای معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتابها آمده، به شما کمک میکند معنی کامل یک واژه را بهتر بفهمید.
در لغتنامهٔ دهخدا، «زبان» بهعنوان «لسان»، عضو ماهیچهای درون دهان، طرز تلفظ و صدا، و همچنین نشانهها و آواها معنی شده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز «زبان» بهصورت «لسان» و عضوی درون دهان تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه نو
همخانواده کلمه مطمئن
همخانواده کلمه گرم
همخانواده کلمه نسخه

دیدگاهتان را بنویسید