معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف

معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

در این بخش از تاپ ناپ ، برای درس پنجم «هفت‌ خان رستم» کلاس ششم، معانی کلمات، شعر، واژه‌ های هم‌ خانواده و متضاد را به‌صورت دقیق و آموزشی تهیه کرده‌ایم و همچنین خلاصه‌ ای کامل از محتوای درس به همراه نتیجه‌ گیری از مفاهیم آن ارائه داده‌ ایم تا درک بهتری از موضوع درس برای دانش‌آموزان فراهم شود.

توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده سعادت + متضاد و مترادف کلمه سعادت را حتماً بخوانید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

معنی شعرهای درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

بیت ۱
اسب با خشم و شدت پا کوبید؛ آنچنان که زمین از ضربه‌های سمش پاره‌پاره و شکاف‌دار شد.

برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده لذت + مترادف ، معنی و متضاد لذت برای تمامی پایه های تحصیلی مراجعه کنید.

بیت ۲
رستم شمشیر زد و سر دشمن را از بدن جدا کرد؛ آنقدر خون جاری شد که گویی رودی از بدنش روان گشت.

بیت ۳
کمند را با سرعتی مانند باد پرتاب کرد و در یک لحظه سر جادوگر را در دام انداخت.

بیت ۴
او را با خنجر از میان به دو نیم کرد و این کار، دل دیگر جادوگران را لبریز از ترس نمود.

برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر باران فارسی کلاس ششم صفحه ۷۲ ✅ هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام شعر مراجعه کنید.

بیت ۵
وقتی رستم او را دید، اسبش را به سرعت به جلو راند و مانند آتش به سویش شتافت.

بیت ۶
رستم، سر و یال ارژنگ دیو را محکم گرفت و مانند یک شیر قوی، سرش را از تن جدا کرد.

بیت ۷
برای نماز، بدنش را پاک شست و جایی پاک برای عبادت پیدا کرد.

بیت ۸
سپس پیشانی بر زمین گذاشت و گفت: ای داور دادگر!

بیت ۹
ای پروردگار، تو پناه بندگان از هر بدی هستی و به من این قدرت و توانایی را عطا کردی.

پیام و جمع‌بندی

داستان هفت‌خان به ما نشان می‌دهد که چگونه یک قهرمان با خرد و توکل به خدا، راه دشواری را پشت سر می‌گذارد. در این راه، او با نیروهای بدی می‌جنگد، برای کارهای نیک شتاب می‌کند و در پایان، با فروتنی و سپاس از خداوند یاد می‌کند. پیروزی رستم تنها به خاطر شجاعت او نیست، بلکه به خاطر تفکر و برنامه‌ریزی هوشمندانه‌اش است و استواری قلبش با راز و نیاز با خدا به کمال می‌رسد.

معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

خروشید بانگ زد؛ فریادِ بلند برآورد.
جوشید به هیجان آمد؛ به شدّت به حرکت افتاد.
برکَند از جا درآورد؛ کند و جدا کرد.
سُم کفِ پای جانورانی چون اسب.
چاک‌چاک شکاف‌خورده و پاره‌پاره.
بَزد (تیغ) زد؛ تیغ کشید و ضربت وارد کرد.
تیغ شمشیر؛ سلاح بُرندهٔ جنگی.
فرو ریخت سرازیر شد؛ به‌تندی پایین آمد.
رود جویِ پرآب؛ در متن، برای تشبیهِ فراوانیِ خون آمده است.
از بَر از رویِ…، از کنارِ… (جدا کردن از تن).
بینداخت پرتاب کرد؛ انداخت.
کَمَند طنابِ حلقه‌دار برای به‌بندکشیدنِ دشمن یا شکار.
جادو نیرنگ و افسون؛ جادوگر = فریبکارِ افسون‌گر.
ناگه ناگهان؛ بی‌درنگ و فوری.
به بند آورد اسیر کرد؛ در قید و زنجیر انداخت.
میان کمر؛ بخش میانیِ بدن.
خنجر کاردِ جنگیِ کوتاه و بُرنده.
جادوان جادوگران؛ جمعِ «جادو» به معنای افسون‌گران.
بیم ترس؛ هراس.
برانگیخت (اسب) به حرکتِ تند واداشت؛ تاختن را آغاز کرد.
آذرگُشَسب آتشِ تند و درخشان (در متن، نمادِ سرعت و شکوهِ یورش).
یال مویِ بلندِ گردنِ جانورانی چون اسب و شیر.
دلیر شجاع؛ نترس و جسور.
به کردار به‌مانندِ؛ همچون.
نیایش دعا و راز و نیاز با خداوند.
پرستش عبادت؛ بندگی در پیشگاه خدا.
بِجُست جست‌وجو کرد؛ طلب نمود.
سر بر خاک نهاد سجده کرد؛ پیشانی بر خاک گذاشت (کنایه از فروتنی در عبادت).
داورِ دادگر قاضیِ عادل؛ خطاب به خداوندِ منصف.
پناه حمایت و امن؛ جایِ ایمنی‌بخش.
گُردی پهلوانی و دلاوری.
دستگاه شُکوه و توان؛ ساز و برگ قدرت.

هم‌خانواده‌ درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

جادو جادوگر، جادوان، جادویی، جادوگری
دیو دیوان، دیوسیرت، دیومنش
کمند کمندافکن، کمندانداز، کمندگیر
خنجر خنجری، خنجرزن، خنجرکش
نخجیر نخجیرگاه، نخجیرچی، نخجیرکار
نیایش نیایشگر، نیایشگاه، نیایش‌نامه
پرستش پرستنده، پرستشگاه، پرستیدن
پهلوان پهلوانی، پهلوان‌مآب، پهلوان‌دل
پناه پناهگاه، پناهنده، پناه‌بخش
سپاس سپاس‌گزار، سپاس‌گزاری، سپاس‌نامه
تاخت تاختن، تاخت‌وتاز، یورش (هم‌حوزه)
خروش خروشیدن، خروشان، پرخروش
جوش جوشیدن، جوشان، پرجوش‌و‌خروش
بیم بیمناک، بیمناکی، بیم‌زده
پاک پاکی، پاکیزه، پاکیزگی
داور داوری، داورانه، دادگر (هم‌ریشه با «داد»)

متضاد (مخالف) درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

بند / اسارت رهایی / آزادی
گرفتار رها / آزاد
پاک ناپاک / آلوده
دیو یزدان / نیکیِ الهی
اهریمنی یزدانی / خدایی
دشمن یار / یاران
بیم دل‌آوری / جسارت
خواب بیداری
نهان / پنهان پدید / آشکار
بد نیک
ترسناک ایمن / آرام
بی‌یاور پناه‌دار / یاوردار

کلمه های املایی درس پنجم فارسی کلاس ششم

کیکاووس و سردارانش در سرزمین مازندران به دست دیوها اسیر شدند. رستم برای نجات آنان به راه افتاد. در مرحله اول، با یک شیر جنگید و با کمک اسبش رخش بر آن چیره شد. در مرحله دوم، از یک بیابان خشک و سخت گذشت، به یک چشمه آب رسید، خود را شست و از اسبش نگهداری کرد. در مرحله سوم، یک اژدهای بزرگ به او حمله کرد که رستم با هشدار رخش بیدار شد و اژدها را شکست داد. سپس خدا را شکر کرد و در مرحله چهارم، یک جادوگر را با طناب و خنجر از بین برد. در مرحله پنجم، اولاد را دستگیر کرد و در مرحله ششم، بر ارژنگ دیو پیروز شد. در پایان، در مرحله هفتم، دیو سپید را شکست داد، دوستانش را آزاد کرد و با فروتنی از خداوند سپاسگزاری کرد. مفهوم اصلی این داستان، شجاعت همراه با عقل، توکل به خدا و پایداری در برابر مشکلات است.

توجه: بخش‌های «خودارزیابی»، «سوالات متداول» و «تمرین واژگان» در کتاب درسی وجود ندارند و فقط به عنوان نمونه سؤال و تمرین بیشتر برای یادگیری بهتر ارائه شده‌اند.

خودارزیابیِ درس

رخش، اسب باوفای رستم، در مرحله سوم سفر با نشان دادن علائم هشداردهنده، او را از حمله یک اژدها باخبر کرد. — درست / نادرست
رستم بعد از شکست دادن ارژنگ دیو، دعا و نیایش به جا نیاورد. — درست / نادرست
طناب و کارد از وسایلی بودند که برای غلبه بر جادوگر از آنها استفاده شد. — درست / نادرست
هدف از این سفر، نجات کیکاووس و همراهانش از دست دیوها بود. — درست / نادرست
نام «آذرگشسب» در این داستان نشان‌دهنده سرعت و حملهٔ سریع رستم است. — درست / نادرست

سوالات متداول

۱) مفهوم اصلی داستان چه چیزی است؟
شجاعت همراه با خرد و اعتماد به خدا؛ قدرت یک قهرمان زمانی به اوج می‌رسد که با سپاسگزاری و دعا همراه باشد.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس نهم فارسی ششم + هم خانواده مخالف ، خلاصه و پیام درس.

۲) رخش چگونه در موفقیت رستم نقش دارد؟
همراهی هوشیار و هشداردهنده است؛尤其是在 رویارویی با اژدها، نقش کلیدی در بیدار کردن رستم ایفا می‌کند.

۳) دلیل ذکر دعا و سپاس پس از پیروزی‌ها چیست؟
برای ابراز قدردانی و فروتنی؛ تا پیروزی به خودبینی منجر نشود و به کمک خداوند نسبت داده شود.

۴) کاربرد کمند و خنجر چیست؟
کمند برای به اسارت گرفتن دشمن و خنجر برای ضربه نهایی در نبردهای نزدیک استفاده می‌شود.

در این مقاله هم خانواده تصمیم + مترادف و معنی کلمه تصمیم اطلاعات مفیدی آمده است.

تمرین واژگان (جای‌خالی)

رستم طناب خود را با سرعتی بسیار زیاد، مانند تندباد، به سوی جادوگر پرتاب کرد و او را به اسارت گرفت.
خون دشمنان مانند رودی خروشان بر زمین جاری شد.
بعد از این که بر دشمن چیره شد، رستم برای انجام عبادت و ستایش، دست و صورت خود را شست.
اسب رستم، با پای محکم و قدرتمندش، زمین را شکافت و زیر پا له کرد.
کیکاووس و همراهانش در سرزمین مازندران به دام افتاده بودند.
رستم بر دیو سپید، که در قلعه ارژنگ زندگی می‌کرد، پیروز شد و همه اسیران را نجات داد.
نام «آذرگشسب» نشانه‌ای از قدرت و سرعت و نیز روشنی و تابندگی است.
در این داستان، عبارت «داورِ دادگر» اشاره به پروردگار مهربان و عادل دارد.

✅

در آیات ۴۰ و ۴۱ سوره مبارکه توبه، خداوند متعال می‌فرماید:

«إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»

این آیات به داستان هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه اشاره دارد. زمانی که ایشان برای نجات جان خود و حفظ دین، شهر مکه را به قصد مدینه ترک کردند. در این سفر پرمخاطره، تنها یک همراه داشتند و آن حضرت ابوبکر بود. وقتی این دو بزرگوار در غار “ثور” پنهان شده بودند و مشرکان مکه به دنبال آنان می‌گشتند، پیامبر (ص) به یار خود دلداری دادند و فرمودند: نگران نباش، زیرا خدا با ماست.

در این لحظات سخت، آرامش و اطمینان ویژه‌ای از سوی خداوند بر قلب پیامبر (ص) نازل شد و خداوند با لشکری از فرشتگان که دیده نمی‌شدند، از ایشان پشتیبانی کرد. در نهایت، نقشه و سخن کافران شکست خورد و سخن خداوند که برترین است، پیروز شد. خداوند توانا و داناست و حکمت او در تمام کارهایش آشکار است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *